«گچ کاري» از دوره اشکانيان تا کنون

Standard

p1050633_20100830_1466814101

۰
۰

سفيدکاري با گچ که در دوره اشکانيان تکامل يافت نخست پوشش ديواره هاي خشتي بود به منظور آنکه اين ديوارها را از آسيب رطوبت محفوظ بدارد. اما در همان حال خاصيت تزييني نيز داشت، زيرا از زشتي ديوارهاي گلي مي کاست و خاصه در زينت ديوارهاي آجري و سنگي معمول در دوران بعد يعني دوره ساساني نيز بسيار موثر و مفيد بود. از دلايل ديگر رواج گچکاري در هنرهاي وابسته به معماري ايراني آن بود که گچ کاري ارزان و کار با آن بسيار ساده بود و ار طرفي در مصرف وقت، انرژي و هزينه نيز صرفه جويي مي شد به همين دليل در دوراني که معماري ايراني شيوه پارتي را دنبال مي کرد ( يعني دوران اشکاني و ساساني) استفاده از تزئينات گچ بري در داخل و خارج بناها بسيار رواج يافت و اين سنت بر خلاف سنت دوران پيشين و شيوه پارسي( شيوه معماري دوران ماد و هخامنشي) بود که از حجاري و نقش برجسته و يا آجر لعابدار براي تزيين بنا استفاده مي کردند.

طرح هاي ظريف و سايه روشن هاي دقيق بوجود آمده در هنر گچ کاري بسيار مورد توجه ايرانيان قرار گرفت به طوري که بعد از گرويدن به اسلام نيز در دوران سلجوقي( شيوه رازي) و ايلخاني و تيموري( شيوه آذري) نيز استفاده از هنر گچ کاري همچنان از سر گرفته شد و به عنوان نمونه محراب الجايتو در مسجد جامع اصفهان ، اوج گچ بري دوران ايران اسلامي لقب گرفته است.
به عقيده پرفسور پوپ: ايرانيان سبک و فنون گچبري را به چنان ظرافت و تنوعي رساندند که هيچ ملت ديگري در استعمال اين ماده با ايشان برابري نمي کند.

تنها ايرانيان بودند که گچبري را به پايه يکي از هنرهاي زيبا رساندند و گچبري مشبک را به شکل ساده آن افزودند. شايد مشهورترين نمونه گچبري مشبک را بتوان در طبقه ششم عالي قاپو واقع در ميدان نقش جهان يافت. همان که تالار نوازندگان نام گرفته و هنرمند ايراني توانسته با بکار گيري صحيح و دقيق و ظريف گچبري مشبک ، نوعي اتاق آکوستيک براي موسيقي ايجاد کند.
در همان دوران قبل اسلام نيز هنر گچبري داراي زيبايي افسون کننده اي بوده است . طرح هاي گوناگون و پيچيده اي که اغلب به رنگهاي متنوع درخشاني آراسته مي شد در آن زمان ها در چشم بيننده منظره باشکوهي بود. البته ويرانه هاي از هم گسيخته که از کاخ هاي گچبري شده دوره ساساني و اوايل دوران اسلامي به جاي مانده است، آن جلال و شکوه اصلي را نمي تواند نشان دهد.
تجربه هايي که از تزيين ظرف هاي سفالي حاصل شده بود به استادان گچبري بسيار کمک کرد. اين ظرف ها فايده عملي داشت و براي سرد کردن آب در تابستان به کار مي رفت، ولي ضمنا تجملي نيز بود و خانواده هاي ثروتمند روي آن ها را به انواع طرح ها از کنده کاري و نقش برجسته مي آراستند. طراحان از تجربه اي که در تکامل اين هنر ، يعني تزيين با ماده ساده واحد، آموخته بودند براي پيش رفت گچبري در معماري استفاده کردند.

بيشتر نقوش بکار رفته در هنر گچبري جنبه تزييني و کاملا تجريدي دارد و حالت واقگرايي در آنها به ندرت به چشم مي خورد. در گچبري هاي دوران ساساني نقوش حيواني که به روش خاص، دقيق و اعجاب برانگيزي داراي نمودهايي از خلاصه نگاري است ، مي توان اشکال گراز، طاووس و غزال را مشاهده کرد و به همارت استاد گچبر پي برد و از طفي رد پاي هنر سنگ تراشي و تجربيات حاصله از آن را نيز در اين نقوش مشاهده کرد.

استفاده از مجسمه انساني به صورت گچبري در هنر پيش از اسلام خاصه در دوران اشکاني قابل مشاهده است. در دوران اشکاني از مسمه سر انسان در تزيينات معماري استفاده مي شد که بيشترين آنها را مي توان در قصرهاي سنگي واقع در هترا ديد که از اين نقش در تزيينات طاقها استفاده شده است و طرز به کار بردن آنها در ادوار بعد ، در سبک معماري روميايي و گوتي فرانسه، مورد تقليد قرار گرفت. اين اشکال در ابتدا فقط تمثيلي بود. نيم تنه هايي در منطقه کيش بدست آمده ( شهري در بين النهرين) که تاج هايي به سر دارند که از آن مي توان مقام سلطنتي آنها را معلوم ساخت. اما در همين نقوش نيز هيچ گونه عنصر شبيه سازي در چهره بکار نرفته و مهم شناخته نشده است. شاه در اينجا تنها مظهر قدرت، شخصيت و مجري وظايف مقدس است و شخص معيني نيست.

در دوران بعدي يعني دوران ساساني هرچند تاثيرات هنر يوناني ، رومي و بيزانسي شدت يافت و به تبع آن بايد ديدگاه هاي واقع گرا افزايش مي يافت ، اما اين واقع گرايي تنها در موضوعات هنري نمود يافت نه در شکل اجراي آثار. توضيح آنکه در هنر ساساني اعم از گچبري و نقش برجسته ، موضوع ممکن است واقعيت تاريخي و ثبت يک رويداد مهم باشد اما در پرداخت تناسبات و تزئينات هم چنان ديدگا هاي نمادگرا حفظ شده اند. متاسفانه به دليل منع هنر پيکره سازي در دوران اسلامي اگرچه هنر گچبري نابود نشد اما بسيار تضعيف شد و از ترقي بازماند. بسياري از آثار گچبري دوران ساساني شکسته و خورد شد و از نظر هنر پيکره تراشي و پيکره سازي پست و زشت جلوه نمود.

تنها چيزي که از هنر گچبري زنده ماند را مي توان در درون کاخها جست. هنر گچبري به صورت لاينقطع در تزيينات کاخ هاي ايراني از دوران ساساني تا دوران معاصر پي گرفته شد . رديف طاقچه هاي گود ، مانند آنچه در قصرهاي خلفا در سامره ديده مي شود، و نقوش گچبري ديوارها، مانند آنچه روس ها در قصرهاي سلجوقي ترمذ يافته اند، يا در حفاري هايي که از طرف موزه متروپليتن در نيشابور به عمل آمده همه نشان از تزئيناتي تجريدي و ساده ام نشانه کمال و زيبايي هنر در اين ادوار دارد.

هنر گچبري دوران اسلامي توانست راه خود را با تکيه بر نقوش انتزاعي و هندسي در هنر اسلامي نيز باز کند به طوري که نمونه هاي بي نظير هنر گچبري اسلامي را مي توان در مساجد خاصه در محراب ها به خوبي مشاهده کرد. به عنوان نمونه محراب مسجد بزرگ شيراز، مسجد جامع بسطام و مسجد ميدان ساوه نمونه هايي از عالي ترين هنر گچبري اسلامي را در خود جاي داده اند.

Advertisements